(مدرسه در ماهِ نخستین (1
مدرسه پس از گذشت تقریبا یک ماه، سر و سامان گرفته و حسابی نظم داده شده است. به عنوان مثال، هر دانش آموز برای خود شماره ای دارد و این شماره روی میز و صندلی اش چسبانده شده و به زودی به جاکفشی او نیز تعلق می گیرد؛ در این صورت اگر وسیله ای خراب شود، مجرم به سرعت دستگیر خواهد شد! دیگر نظم، دفتر کلاسیِ دبیرها است؛ سال های گذشته، مدرسه خود صفحه هایی را تایپ می کرد و به عنوان دفتر کلاسی به معلم ها می داد. به نظر، دفترهای امسال از ایران آمده است. همه چیز به خوبی و خوشی پیش می رود، الّا برنامه ی درسی که تغییرش به نفع دبیران خواهد بود و نیز دانش آموزان. متاسفانه برنامه طوری تنظیم شده که بعضی روزها، معلم ها یک زنگ در مدرسه ی دخترانه کلاس دارند؛ طی 10 دقیقه زنگ تفریح خود، باید بدوند تا به مدرسه ی پسرانه برسند؛ دوباره از آن طرف باید بدوند تا زنگ بعد به مدرسه ی دخترانه برسند که بعضا چند بار 15 الی 20 دقیقه ی کلاس ما تلف شده، چرا که دبیر محترم در آن مدرسه به ناچار چند دقیقه ای بیش تر مانده است. برای حل این مشکل بعضی از معلم ها خواسته اند که یک ربع زود تر به مدرسه برویم یا یک ربع بیش تر بمانیم تا دیر رسیدن های معلم، لطمه ای به درسمان نزند و عقب نمانیم؛ و این کار برای دانش آموزان سرویسی مشکلی است سترگ! نکته ی دیگر این که طبق برنامه ی آموزش و پرورش ایران، دانش آموزان پیش-دانشگاهی باید 2 روز در هفته تعطیل باشند. در حالی که ما فقط یک روز تعطیل هستیم و یک روز دیگر را عملا در مدرسه هدر می دهیم. چرا که برنامه ی دبیرها با هم جور در نیامده و هر کدام یک روز می توانند بیایند. در نتیجه ما در یک روز فقط یک زنگ کلاس داریم و یا روز دیگر دو زنگ به جای سه زنگ. شنبه ها هم به جای تعطیلی، زنگ اول کلاس، زنگ دوم هیچ، و زنگ سوم دوباره کلاس! لطفا فکری برای وقت تلف شده ی ما هم بکنید...!
+ نوشته شده در یکشنبه بیست و هشتم مهر ۱۳۸۷ ساعت 12:26 PM توسط مینا عرب خدری، Mina Arabkhedri
|
نوشتن وبلاگ "مدرسه ام در مالزی!" در اواخر سال 1384 هنگامی آغاز شد که نویسنده روزهای کلاس اول دبیرستان خود را در مالزی می گذراند.