• مدتی است که زنگ مدرسه وصل شده است. به منظور تولید نکردن صدای زیاد، زنگ آن را مانند همان زنگی انتخاب کرده اند که به هنگام وارد شدن در فروشگاه 11-7 به گوش می رسد (دینگ – دینگ، دینگ – دینگ). این صدا فقط در طبقه های اول و دوم پخش شده ولی در طبقه ی همکف پخش نمی شود. برای همین وقتی می خواهند زنگ را بزنند، به جای یکی – دو بار، 7 – 8 بار آن را می زنند برای محکم کاری!
  • یکی از دانش آموزان کلاس دوم راهنمایی به نام آیدا ایرانی، در ایران تا حد قهرمانی در رشته ی ژیمناستیک کار کرده است. او هم اکنون به عنوان دبیر ورزش – رشته ی ژیمناستیک بچه های ابتدایی مدرسه شناخته شده است. ساعت ورزش کلاس ها را طوری تنظیم کرده اند که با برنامه ی کلاسی او مطابقت کند. با این کار، هم او به تمریناتش می رسد و هم بچه های ابتدایی انرژیشان تخلیه می شود.
  • معلم ها سخت در تلاشند که برای آبان و آذر، نمرات کلاسی به دفتر بدهند و خلاصه ما همه اش در حال امتحان دادن می باشیم.
  • چند روز پیش، ناخن شصت پای چپ یکی از دانش آموزان کلاس سوم راهنمایی، به دلیل افتادن میز روی پایش پرید.
  • کلاس های ما علاوه بر کولر گازی، پنکه ی سقفی هم دارند. این پنکه سقفی ها برای بچه ها شده اند دردسر. چند بار که دانش آموزان روی میز رفته اند، با پنکه برخورد کرده و سر و دستشان آسیب دیده است.
  • خیلی از بچه ها شکایت دارند که چرا هنگامی که در اتوبوس کارت دانش آموزی خود را نشان می دهند، به آن ها گفته می شود که کارتشان اعتبار ندارد!؟ میگن اگه بهشون مهر بزنن شاید قبول کنن.
  • امروز دیدم توی هال طبقه ی همکف تلویزیون گذاشتن. پرسیدم چه خبر؟ گفتن تلویزیون مدرسه ی پسرانه است.
  • متاسفانه از آن جایی که ما آزمایشگاه نداریم، ناچاریم سر کلاس هایی مثل فیزیک و شیمی و ... در هنگام تدریس دبیر، وسایل آزمایشگاهی را در ذهنمان مجسم کنیم!