روزنامه
امروز صبح که از اتوبوس پیاده شدم، طبق معمول دست دراز کردم که روزنامه ی صبحم رو بگیرم؛ اما اون خانمی که همیشه روزنامه پخش می کرد اون جا نبود، در حقیقت هیچ کسی اون جا نبود. یک دفعه چیزی تو دلم فرو ریخت: نکنه که اون خانمه دیگه نیاد؟ تو راه کلاس همه اش دلم می خواست تو دستم یه چیزی داشته باشم.
نمی دونستم توی این چند وقت این قدر به روزنامه هاش عادت کردم!
+ نوشته شده در چهارشنبه یازدهم آذر ۱۳۸۸ ساعت 12:10 AM توسط مینا عرب خدری، Mina Arabkhedri
|
نوشتن وبلاگ "مدرسه ام در مالزی!" در اواخر سال 1384 هنگامی آغاز شد که نویسنده روزهای کلاس اول دبیرستان خود را در مالزی می گذراند.