مراقب سالن امتحانات
در زمان استراحت کلاس عربی بودیم که چند نفرمان - به طور هم زمان - به سرفه افتادند و این سرفه ها تمامی نداشت! دبیرمان برای رفع سرفه ها و سرگرم کردن همه (با یک تیر، دو نشان)؛ خاطره ای از امتحان ترم درس املای کلاس سوم راهنمایی مدرسه ی خودمان تعریف کردند:
ایشان و دبیر ادبیات مراقب بودند تا بچه ها تقلب نکنند. هنگام خواندن املا، ناگهان یکی از بچه ها سرفه می کند: "اِهِم!" و به دنبال او دیگران هم شروع می کنند. این سرفه ها چند بار دیگر تکرار می شود!
در پایان جلسه علت این سرفه های مشکوک از بچه ها پرسیده می شود و آن ها هم با لبی خندان و دلی آسوده پاسخ می دهند: « آقا! وقتی به کلمه ی تشدید دار می رسیدیم؛ یکی از بچه ها که بیش تر از همه درس رو بلد بود سرفه می زد و بقیه هم برای تاییدش این کار رو انجام می دادن! این جوری می فهمیدیم که یه کلمه تشدید داره! »
پس از آن رویداد، ما هم کلاسی ها، دور هم جمع شدیم تا ببینیم آیا ما هم می توانیم راهی جدید در عرصه ی وسیع تقلب (!) طرح ریزی و عرضه کنیم و نوآوری داشته باشیم؟؛ اما تا کنون که امتحانات نیز پایان یافته است، هنوز کاری از پیش نبرده ایم!
نوشتن وبلاگ "مدرسه ام در مالزی!" در اواخر سال 1384 هنگامی آغاز شد که نویسنده روزهای کلاس اول دبیرستان خود را در مالزی می گذراند.